اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ 
ترجمه : ﺁﻳﺎ [ ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﺭﻭﺷﻦ ] ﻏﻴﺮ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭﻧﺪ؟ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺯﻣﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺭﻏﺒﺖ ﻳﺎ ﻛﺮﺍﻫﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻭ [ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ] ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﻰ  ﺷﻮﻧﺪ.
اولین معنای آیه :
معنای اولیه ی این آیه در مورد خداوند است که هر چه در آسمان و زمین است تسلیم و تحت فرمان اوست . همه ی کون و مکان در اختیار خداوند متعال است و هیچ شکی در آن نیست.
 — پس چرا در مقابل فرمان خداوند می توان مخالفت کرد ؟
 اگر موجودی مثل انسان قادر است با فرمان الهی مخالفت کند بخاطر اختیار و قدرتی است که خداوند به او داده است . مشیت خداوند بر این بود که انسان توان انجام مخالفت و گناه داشته باشد ، خیلی از آفریده هایش را اینطوری نیافرید ولی انسان را از این راه “خواست” به رشد و کمال برساند یعنی اراده ی انسان برای انجام هر کاری ( عمل کردن مطابق دستور خداوند یا مخالف با فرمان او) بخاطر مشیت اوست ، منظور اینست که اگر خداوند این اجازه را به او نمی داد ، انسان هم قدرت مخالفت نداشت (انسان را در انجام گناه آزاد گذاشت نه اینکه به او گفت باید گناه کنی).
 — تفسیر روائی :
بعد از این مقدمه می گوئیم  معصومین علیهم السلام این آیه را درباره ی وجود مقدس امام عصر ارواحنافداه تفسیر فرموده اند .
 — امام صادق صلوات الله علیه در این باره می فرمایند: 
“هنگامی که حضرت قائم علیه السلام قیام کند، هیچ زمینی باقی نمی ماند مگر اینکه در آن زمین شهادت به وحدانیت خدا و پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله داده خواهد شد.” (تفسیر العیاشی ، جلد ۱ ، صفحه ی ۱۸۳)
 — این ، همانست که بعد از غصب خلافت گفته شد :
منظور حضرت در این روایت اینست که همه در روی کره ی زمین ندای توحید سر خواهند داد ، یعنی همان خواهد شد که حضرت زهرا سلام الله علیها پس از غصب خلافت بصورت گلایه فرمودند : 
“اگر امر خلافت را سر جای خودش میگذاشتند (در غدیرخم که ولایت امیرالمؤمنین اعلام شد، اگر بر ولایت میماندند و مخالفت نمی کردند و جدا نمی شدند) و از عترت پیامبر اطاعت می کردند که یک یک ائمه خلافت و حکومت نمایند در نتیجه دو نفر روی کره ی زمین پیدا نمیشد که با یکدیگر درباره ی توحید اختلاف داشته باشند.”
متن عربی حدیث:
(قالَت فاطِمَةُ علیهاالسلام لِرَجُلٍ لَمّا سَئَلَها وَ هِیَ عَلی قَبرِ عَمِّها حَمزَة علیه السلام: امّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلی اهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَهَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِی اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّی یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) بحارالانوار ، جلد ۳۶ ، صفحه ی ۳۵۲ ، حدیث شماره ی ۲۲۴.
— توضیح ما :
این کار در زمان ظهور انجام خواهد گرفت و همه موحّد خواهند شد ( ان شاءالله) . از بعد از شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بوسیله اهل سقیفه انحرافات فکری و عقیدتی در جامعه ایجاد گردید و کم کم دامنه اش آنچنان وسیع و وسیعتر شد تا جائی که مانعی در رسیدن حقایق و معارف اصیل دین به مردم گردید . اکنون دستگاه های تبلیغاتی منحرف را می بینیم که از لحاظ سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و … موجب ایجاد انحرافاتی در جوامع شده و می شوند بطوری که باعث شده مردم از معارف و حقایق اصلی دین دورتر شوند و تحت یک فشار روحی قرار گیرند و در نتیجه حقایق به آنها نرسد و متوجه حق و حقیقت نشوند و در نتیجه از توحید فاصله گیرند .
 در زمان ظهور این موانع برطرف خواهد شد.
— یک‌مثال :
خانه ای را فرض کنید که پشت پنجره اش ده ها پرده نصب شده است ، شدت تابش آفتاب هر اندازه هم که باشد ، با وجود این موانع هیچ نور و روشنایی به داخل خانه نفوذ نمی کند ، با برداشتن هر پرده کم کم نور به داخل می تابد و کم کم این روشنایی بیشتر می شود و با برداشتن پرده ی آخر طبعا همه ی نور به داخل خانه خواهد تابید .
— یهدی اللهُ لِنوره من یشاء :
 ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به این معناست که همه ی پرده هایی که بر روی فکر و عقل و شعور و درک و توان مردم کشیده شده و باعث ضلالت و جهالتشان گشته برداشته خواهد شد و پس از آن دیگر دلیلی نمی ماند که مردم با آنچه حقیقت محض و صحیح است مخالفت کنند.
هیچگاه چنین نشده است :
این کار ویژه ی زمان ظهور حضرت ولی عصر ارواحنافداه است و هیچگاه ، حتی زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله  هم انجام نشد ! در آن زمان با وجود تغییر ناگهانی که ایجاد شد و دوران جاهلیت بصورتی پایان یافت ولی موانع به طور کامل برطرف نشد و آنگونه نبود که همه ی حقایق یکسان به افراد برسد ، مثلا یهود بعد از فتح خیبر حاضر نشدند مسلمان شوند ( حقانیت دین را درک نکردند) و حاضر شدند جزیه دهند. (جزیه, حکمی از احکام نسبت به اهل کتاب است که بر اساس آن اهل کتابی که نخواهند مسلمان شوند و بخواهند در پناه اسلام زندگی کنند باید مبلغی شبیه مالیاتی که امروزه مرسوم است بپردازند) اگر تمام موانع و پرده ها کنار رفته بود و آنها به همه ی حقایق دینی رسیده بودند با جان و دل اسلام را می پذیرفتند و بجای پرداخت جزیه، مسلمان میشدند . پس در آن زمان هنوز موقعیتش نرسیده بود که مردم به حقیقت محض دسترسی داشته باشند ، زمینه ی رشد و درک حقیقت فراهم نبود ، به همین دلیل پیامبر جزیه را از آنها دریافت کردند ( اجازه دادند تا در جهل خودشان بمانند.)
در زمان ظهور که زمینه ی رشد و درک حقایق فراهم خواهد شد بعید است لازم باشد حضرت از این حکم برای تحمل منحرفین استفاده فرمایند ، آنزمان وقت جزیه دادن نیست چون تمام زمینه های رشد و پویش عقلی در مردم شکل گرفته و به نحوی حقایق به همه رسیده است و معتقدیم همه ، گروه گروه و با اطمینان خاطر و شور و شوق اسلام را می پذیرند
از اینکه خداوند متعال در این آیه بجای فعل مضارع (کاری که در آینده انجام خواهد شد) فعل ماضی (گذشته) “اسلم” را بکار برده است می توان فهمید قطعا انجام خواهد شد . (خداوند در قرآن هر جا خواسته حتمی بودن انجام کاری را بفرماید از فعل ماضی استفاده کرده است)
امیدواریم بزودی با تحقق ظهور شاهد سرایت همه ی حقایقی که در قرآن و روایات آمده به مویرگهای جامعه و تحقق عملی این آیه ی قرآن باشیم ، ان شاءالله.