چطور میتوان یک سنی یا وهابی را بدون دلایل قرآنی و روایی(بدون اتکاء به ثقلین) به مذهب حقه اثنی عشری هدایت کرد؟

 

برای پاسخ دادن به سوالات باید ابتدا دقت کنیم و ببینیم آیا صورت سوال درست است یا اشتباه ؟ گاهی اصلا صورت سوال اشتباه است و ما بدون دقت ، مشغول پاسخ می شویم و طبعا هرچه بگوئیم چون صورت مسئله اشتباه است به پاسخ منطقی نمی رسیم .
در زیر به نمونه ای از چنین سوالاتی که صورت سوال اشتباه است دقت فرمائید :

سوال : چطور می توان یک سنی یا وهابی را بدون دلایل قرآنی و روایات اهل بیت (بدون اتکاء به ثقلین) به مذهب حقه ی اثنی عشری هدایت کرد؟

کجای صورت مسئله اشتباه است ؟

از طرفی در سوال آمده چگونه یک ”سنیِ وهّابی ” و در ادامه ی سوال ”هدایت به مذهبِ شیعه” مطرح شده .
اگر سوال با همین مشخصه بود اشکالی نداشت (صورت سوال درست بود و می شد به آن پاسخ داد) , اشکال در صورتِ مسئله آنجاست که سوال از نحوه ی هدایت او بدون اتکاء به “قرآن و روایات” ( ثقلین) مطرح شده !

چرا اشتباه است؟

چون اگر کسی باتکای قرآن و روایاتی که وهابیت می پذیرد ”سنیِ وهابی” باشد باید از نقائصی که در روایاتشان است (که کم هم نیست) برای هدایت او کمک گرفت ، در این صورت شرط “عدم استفاده از قرآن و روایات برای هدایت “درست نیست ( چون باتکای قرآن و روایات شیعه نقائص روایاتشان را برایش آشکار می کنیم) و اگر در ”سنی” بودن و ” وهابی” بودنش به دلایلِ خودشان استناد نمی کند و واقعاً خواستارِ هدایت است معلوم می شود ”سنی” زاده و ” وهابی” زاده است ( بطور تحقیقی و عالمانه و باتکای قرآن و روایات وهابیت سنی نیست بلکه اسما سنی است نه واقعا ) یعنی چون در چنان محیطی بدنیا آمده ناخواسته رنگِ ”سنی” بودن و ” وهابی” بودن گرفته است .

برای چنین فردی کاملترین راه و روشِ هدایت قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام (ثقلین) است و لاغیر .

پس اگر پرسیده شود چگونه می توان یک سنیِ وهابی را بدون اتکاء به قرآن و روایاتِ اهل بیت به مذهب شیعه هدایت کرد صورت سوال اصلا اشتباه است .

مقام حدیث ثقلین :

همین که پیامبراکرم , صلی الله علیه وآله در حدیثِ ارزشمندِ ثقلین راهِ گریز از ضلالت( گمراهی) را تمسک به قرآن و روایات اعلام فرمودند بمعنای آنست که هدایت هرکسی ( از جمله وهابیون ) فقط از راهِ قرآن و روایات (ثقلین) است , یعنی اگر می خواهید از هدایت بهره مند شوید از ذخیره ی بی انتهای ثقلین خوشه برچینید.